آیا میدانستید یکی ازمعروفترین داستانهای عاشقانه ایران باستان، یعنی منظومه «ویس و رامین»، دقیقاً در همین نقطه اتفاق افتاده است؟
فخرالدین اسعد گرگانی در اشعارش بارها از «دژ گوراب» نام برده است. اینجا روزگاری قلعهای بلند و مستحکم بر فراز کوه بوده که پادشاهان ساسانی و اشکانی از آن به عنوان پایگاه نظامی و محل نگهداری گنجینهها استفاده میکردند.
باستانشناسان در دل این تپه، لایههایی از تمدن را پیدا کردهاند که نشان میدهد زندگی از ۴۰۰۰سال پیش تا دوره ایلخانیان در اینجا جریان داشته است. امروز اگرچه دیوارهای بلند قلعه باستانی گوراب فرو ریخته و به تپهای خاکی تبدیل شده، اما ایستادن بر فراز آن، حس فرمانروایی بر دشت پهناور ملایر را به شما میدهد.
______ ______ ______ ______ ______ ______
توصیهای از طرف پلومر:
انتظار دیدن یک قلعه سالم با برج و بارو (مثل فلکالافلاک) را نداشته باشید. اینجا یک «سایت باستانشناسی» است که به شکل تپهای مرتفع دیده میشود.
پیشنهاد: اگر اهل ادبیات هستید، دیوان ویس و رامین را همراه ببرید و ابیاتی که در وصف گوراب است را همانجا بخوانید؛ حس عجیبی دارد.
افزودن دیدگاه